عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )
278
تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )
برانگيخت و سپاهى به كربلا فرستاد تا قبر مطهر امام حسين ( ع ) را خراب كرده ، شخم بزنند و بذر پاشى نمايند و هر كس از آل ابى طالب ( عليهم السلام ) و شيعيان آنها را يافتند ، به قتل برسانند . ولى خداى متعال ، شرّ او را به خودش باز گرداند و به دست پسرش منتصر ، كشته شد . « 1 » شيخ طوسى در كتاب امالى ، همانند اين خبر را با سند خويش از « عبدالله بن رابيهء الطورى » نقل كرده كه گفت : در سال 247 ه ، حجّ گزاردم و در بازگشت از حجّ ، داخل عراق شدم و با ترس و بيم از حكومت ، امير مؤمنان على ( ع ) را زيارت كردم . سپس آهنگ زيارت قبر مطهر امام حسين ( ع ) نمودم ، امّا زمين آن را هموار كرده و آب در آن به جريان انداخته بودند و با گاوآهن ، شخم مىزدند . با چشم خود ديدم كه گاوآهن ، زمين آن را مىشكافت و زمين نيز شكافته مىشد تا به محل قبر مطهر رسيدند و گاوها از راست و چپ به آن نزديك نمىشدند ؛ حتى آنها را به شدّت مضروب كردند ؛ امّا به هيچوجه و بدون هيچ مانعى ، به قبر مطهر نزديك نشدند . به همين جهت نتوانستم ، آن حضرت را زيارت كنم و رهسپار بغداد شدم ؛ در حالى كه مىگفتم : به خدا سوگند ! اگر بنىاميّه فرزند دختر پيامبر خود را سر بريدند . . . وقتى داخل بغداد شدم ، شايعهاى به گوشم رسيد . پرسيدم : چه خبر شده ؟ گفتند : پرنده با قتل جعفر متوكّل ، سقوط كرد . از اين اتفاق ، شگفتزده شدم و گفتم : خداوند ! يك شب در مقابل يك شب ! « 2 » آرى پسر متوكل منتصر ، خون او را هدر دانست و با نيروهاى تُركزبان در
--> ( 1 ) . ناسخ التواريخ ، ج 6 ، ص 438 . ( 2 ) . شيخ طوسى / ، امالى ، ص 209 ؛ بحارالانوار ، ج 10 ، ص 296 ؛ تظلم الزهراء 3 ، ص 218 .